غزل شمارهٔ ۹۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آن ترک پری چهره، که مانند فرشتست
۲
یارب، گل پاکش ز چه ترکیب سرشتست؟
۳
انصاف توان داد که: با لطف وجودش
۴
بنیاد وجود دگران از گل و خشتست
۵
زین بیش مده وعده به فردای بهشتم
۶
کامروز به نقد از رخ او خانه بهشتست
۷
با قامت او هر که نشاند پس ازین سرو
۸
بسیار کند سرزنش آن سرو که کشتست
۹
گفتم که: بگویم به کسی درد دل خویش
۱۰
از خود به جهان یک دل بیدرد نهشتست
۱۱
جان را نبود قیمت و دل چیست بر او؟
۱۲
کس نام چنین ها نتوان برد، که زشتست
۱۳
ای اوحدی، از سر بنهی بر خط او نه
۱۴
کامروز کسی بهتر ازین خط ننوشتست