Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
اوحدی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۹۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عالمی را دشمنی با من ز بهر روی تست
۲
لیکن از دشمن نمی‌ترسم، که میلم سوی تست
۳
چارهٔ دل در فراقت جز جگر خوردن نبود
۴
وین جگر خوردن که می‌بینم هم از پهلوی تست
۵
سال عمرم بر مهی شد صرف و آن مه عارضت
۶
روز عیشم بر شبی شد خرج و آن شب موی تست
۷
بر نمی‌دارم ز زانو سر به حق دوستی
۸
تا نگه کردم سر زلفت که بر زانوی تست
۹
گفته‌ای: مشکل برآید کام ازین طالع ترا
۱۰
مشکلی در طالع من نیست، مشکل خوی تست
۱۱
بر دل بیچارگان امروز هر زخمی که هست
۱۲
زان کمان سخت می‌آید که بر بازوی تست
۱۳
عالمی در گفت و گوی اوحدی زان رفته‌اند
۱۴
کو شب و روز اندرین عالم به گفت و گوی تست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.