Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
اوحدی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۰۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
روی تو، که قبلهٔ جهانست
۲
از دیدهٔ من چرا نهانست؟
۳
جایی به جز از درت ندارم
۴
گر درنگری، بجای آنست
۵
در دل زده‌ای تو آتش عشق
۶
وین آه، که می‌زنم، دخانست
۷
دل یاد تو در ضمیر دارد
۸
آن نیست که بر سر زبانست
۹
این سر، که به عاشقی سبک شد
۱۰
بی‌روی تو بر تنم گرانست
۱۱
وصل تو بدین ودل خریدم
۱۲
گر سود کنیم و گر زیانست
۱۳
یک بوسه اگر به جان فروشی
۱۴
منت می‌نه، که رایگانست
۱۵
با من تن لاغر و دل تنگ
۱۶
از عشق تو کمترین نشانست
۱۷
مار را ز غم تو اوحدی وار
۱۸
جان بر کف و خرقه در میانست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.