غزل شمارهٔ ۱۱۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
سروی که ازو و حور و پری بار برند اوست
۲
ماهی که ازو خلق دل زار برند اوست
۳
گرد دهن چون شکرش گرد، که امروز
۴
تنگی که ازو قند به خروار برند اوست
۵
آن حور شکر خنده که از حقهٔ لعلش
۶
یک شهر شفای دل بیمار برند اوست
۷
آن ماه که سجاده نشینان در او
۸
سجاده و تسبیح به خمار برند اوست
۹
ترکی که ز چین سر زلف چو کمندش
۱۰
عشاق دل شیفته دشوار برند اوست
۱۱
شوخی که ز سر پنجهٔ مستان دو چشمش
۱۲
خوبان جهان جور به ناچار برند اوست
۱۳
اندر چمن دلبری، ای اوحدی، امروز
۱۴
سروی که ز رویش گل بیخار برند اوست