Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
اوحدی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۱۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مرا سر بلندی ز سودای اوست
۲
سری دوست دارم که در پای اوست
۳
مزاج دلم گرم از آن می‌شود
۴
که بر مهر روی دلارای اوست
۵
مرا زیبد ار لاف شاهی زنم
۶
که در سینه گنج تمنای اوست
۷
نیابی در اجزای من دره‌ای
۸
که آن ذره خالی ز سودای اوست
۹
سرم جای شور و تنم جای شوق
۱۰
لبم جای ذکر و دلم جای اوست
۱۱
که نزدیک لیلی خبر می‌برد؟
۱۲
که: مجنون آشفته شیدای اوست
۱۳
دل اوحدی کی برآید ز بند؟
۱۴
که در بند زلف سمن سای اوست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.