غزل شمارهٔ ۱۶۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای شب تیره فرع گیسیویت
۲
اصل کفر از سیاهی مویت
۳
مه ز دیوان مهر خواسته نور
۴
وجه آن گشته روشن از رویت
۵
بیسخن دم ببسته طوطی را
۶
شیوهٔ شکر سخن گویت
۷
مشک را در فکنده خون به جگر
۸
نکهت زلف عنبرین بویت
۹
خورده چوگان طعنه سیب بهشت
۱۰
از زنخدان گرد چون گویت
۱۱
از طراوت بیتر زده
۱۲
ماه نو را کمان ابرویت
۱۳
اوحدی را ز زلف بشکسته
۱۴
تیزی چشم و تندی خویت