غزل شمارهٔ ۱۷۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
باز بالای تو ما را در بلا خواهد نهاد
۲
دود زلفت آتشی در جان ما خواهد نهاد
۳
دامنم پر خون دل گردد ز دست روزگار
۴
کان سزا در دامن هر ناسزا خواهد نهاد
۵
از سر زلف دلاویز و لب شیرین تو
۶
آنکه بر گیرد دل خود در کجا خواهد نهاد؟
۷
دست صبح از چین زلف عنبرآمیزت به لطف
۸
نافها در دامن باد صبا خواهد نهاد
۹
چرخ را شرم آمدی کوکب نمایی با رخت
۱۰
گر بدانستی که: پروین درسها خواهد نهاد
۱۱
گر سر زلف ترا دیگر جفایی در دلست
۱۲
گو: بیاور، کاوحدی تن در قضا خواهد نهاد