Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
اوحدی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۴۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سر عشق از خرد برون باشد
۲
عشق را پیشرو جنون باشد
۳
چند گویی که: عشق بدبختیست؟
۴
پس تو پنداشتی که چون باشد؟
۵
گر تو بر خوان عشق خواهی بود
۶
خورشت خاک و باده خون باشد
۷
رقت چشم آرزومندان
۸
اثر حرقت درون باشد
۹
به نصیحت قرار کی گیرد؟
۱۰
دل ، که از عشق بی‌سکون باشد
۱۱
کی به شاخ غمش رسد دستی؟
۱۲
که نه در زیر این ستون باشد
۱۳
اوحدی، گر تو صد زبان داری
۱۴
عاشق بی‌درم زبون باشد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.