حکایت
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شبی پروانهای با شمع شد جفت
۲
چو آتش در فتادش خویش را گفت
۳
که: پیش از تجربت چون دوست گیری
۴
بنه گردن، که پیش دوست میری
۵
سخن در دوستداری آزمودست
۶
کزیشان نیز ما را رنج بودست
۷
دل من زان کسی یاری پذیرد
۸
که چون در پای افتم دست گیرد
۹
درین منزل نبینی دوستداری
۱۰
که گر کاری فتد آید به کاری
۱۱
چنینها دوستی را خود نشاید
۱۲
که اندر دوستی یک هفته پاید