غزل
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تومینالی و کس را زان خبر نه
۲
وزان زاری ترا خود درد سر نه
۳
دل اندر مهر من بستی و آنگاه
۴
ز من حاصل به جز خون جگر نه
۵
مرا زلفی چو زنجیرست و از تو
۶
کسی در عاشقی دیوانه تر نه
۷
سخن بسیار میدانی وزین سال
۸
سخنها در دل من کارگر نه
۹
مرا جز عشقبازی مصلحتهاست
۱۰
ترا جز عاشقی کار دگر نه
۱۱
طلب گار و ترا چیزی نه بر جای
۱۲
خریدار و ترا در کیسه زر نه
۱۳
بدین سرمایه عاشق چون توان شد؟
۱۴
به ترک عشق میگویی و گر نه