اوحدی · منطق‌العشاق

حکایت

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به گل گفتند: بلبل بس حقیرست
۲
ترا با او چرا این دارو گیرست؟
۳
بگفتا: بلبلی کز من زند لاف
۴
بر من به ز ده سیمرغ در قاف
۵
دل صافی ترا از لشکری به
۶
درون بی‌نفاق از کشوری به
۷
نظر، کز راستی آید، بلندست
۸
برون از راستی خود ناپسندست
۹
به چالاکی نظر جوی از بلندان
۱۰
ولی پرهیز کن از چشم بندان
۱۱
به پاکی دیده‌ای کو باز باشد
۱۲
به صید دل کمند انداز باشد
۱۳
ازو چون سر کشی، از پا نیفتی
۱۴
میفگن بر زمینش، تا نیفتی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.