اوحدی · منطق‌العشاق

حکایت

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بپرسیدند از محمود غازی:
۲
چرا چندین گرفتار ایازی؟
۳
بگفتا: چون که از وی ناگزیرست
۴
ازین پس ما غلامیم، او امیرست
۵
به نرمی طبع تندان رام گردد
۶
به سختی پخته دیگر خام گردد
۷
اگر در عاشقی صد جان به پاشی
۸
چو در بینی تو خود معشوق باشی
۹
بر خوبان برعنایی نکوشند
۱۰
که ایشان سال و مه عشوه فروشند
۱۱
قبای وصل گل رویان نپوشی
۱۲
چو بر خوبان جمال خود فروشی
۱۳
خطا باشد چنانها با چنین‌ها
۱۴
به کرمان زیره بردن باشد اینها

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.