Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
اوحدی · جام جم

در صفت عارف و عرفان

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از در معرفت مگردان روی
۲
کام جویی، به شهر عرفان پوی
۳
کندرین گرد شهسوارانند
۴
علم او را خزانه دارانند
۵
به امانت ز حق پیام رسان
۶
سخن او به خاص و عام رسان
۷
لطف حق درج در شمایلشان
۸
حرز و تعویذ حق حمایلشان
۹
نفسی جز به یاد حق نزنند
۱۰
جز به فرمان حق نطق نزنند
۱۱
عون عصمت حصارشان گشته
۱۲
روح و رحمت نثارشان گشته
۱۳
گر درآید به یادشان جز دوست
۱۴
بدرانند یاد خود را پوست
۱۵
جز رخ او بهر چه در نگرند
۱۶
گر چه طاعت بود، گنه شمرند
۱۷
به ادب گشته مستقیم احوال
۱۸
دیده ور گشته در طریق کمال
۱۹
پشت بر کار این جهان کرده
۲۰
آن جهان سود و این زیان کرده
۲۱
برده خود را به گوشه‌ای بی‌برگ
۲۲
روح تسلیم کرده پیش از مرگ
۲۳
عشق آن دلستان به قوت درد
۲۴
اشکشان سرخ کرده، رخشان زرد
۲۵
دیده بر مرصد بشارت او
۲۶
گوش بر رمز و بر اشارت او
۲۷
گفته تکبیرسست پیوندی
۲۸
بر جهان و بر آرزومندی
۲۹
در صفتهای او نظر کرده
۳۰
ز انجم و آسمان گذر کرده
۳۱
در خرابی بود عمارتشان
۳۲
وز سر نیستی امارتشان
۳۳
رخ پر از گرد و موی آشفته
۳۴
ترک دنیا و آخرت گفته
۳۵
حنظل از دست دوست باز خورند
۳۶
ور تو شکر دهی به ناز خورند
۳۷
نه تبسم به جاه و مال کنند
۳۸
نه نشاط از نظام حال کنند
۳۹
بی‌نشان در نشست و خاست همه
۴۰
از کژی دور و گشته راست همه
۴۱
بر نپیچند رخ ز شارع شرع
۴۲
گوش دارند اصل او با فرع
۴۳
هر چه‌شان دور دارد از در دوست
۴۴
گر بهشتست، خاک بر سر اوست
۴۵
نظر از منزلی بلند کنند
۴۶
ناپسند جهان پسند کنند
۴۷
چون کسی اندرین اصول رسد
۴۸
زود در پایهٔ وصول رسد
۴۹
جام انس و لقاش نوشانند
۵۰
خلعت اصطفاش پوشانند
۵۱
تا شود در حضور و غیبت او
۵۲
همه دلها ملا ز هیبت او
۵۳
یکدم از کار حق نپردازد
۵۴
چشم بر کار خود بیندازد
۵۵
از فلک هر چه میرسد به ظهور
۵۶
بر دل او کند نخست عبور
۵۷
بگشاید ز فیض حاصل او
۵۸
چشمهٔ علم غیب بر دل او
۵۹
هر چه از فیض او براندوزد
۶۰
به دگر طالبان در آموزد
۶۱
گر سخن سخت گوید و گر سست
۶۲
به خدا گوید آنچه گوید رست
۶۳
هر کسی را که یافت قابل آن
۶۴
زودش آورد در مقابل آن
۶۵
مرد کو هر مقام را دانست
۶۶
وارد خاص و عام را دانست
۶۷
راه را جبرییل داند شد
۶۸
راهرو را دلیل داند شد
۶۹
هر چه داند در آن ارادت حق
۷۰
باز گوید هم از افادت حق
۷۱
گر چه دانست، لاف بس نزند
۷۲
بی‌اجازت دلش نفس نزند
۷۳
گاه پیدا کند خدای او را
۷۴
تا بدانند اهل رای او را
۷۵
گه بپوشد ز دیگرانش رخ
۷۶
تا نبینند منکرانش رخ
۷۷
به خودش هر دم انتباه کند
۷۸
نهلد کش ریا تباه کند
۷۹
زانکه شرک از ریا پدید آید
۸۰
در هر فتنه را کلید آید
۸۱
چون شود نفس او ز شرک تهی
۸۲
رخ نهد کار نفس او به بهی
۸۳
سر او چون تمام نور شود
۸۴
مورد و مصدر امور شود
۸۵
نور گیرد دلش به مایهٔ ذکر
۸۶
پرورشها کند به دایهٔ ذکر
۸۷
دل چو چندی درین مجاهده شد
۸۸
نظرش لایق مشاهده شد
۸۹
در تجلی به نور غرق شود
۹۰
فرق او پای و پای فرق شود
۹۱
صفت او ازو فرو شویند
۹۲
ز صفاتی دگر سخن گویند
۹۳
بر دلش داوری گذر نکند
۹۴
جز به روی یکی نظر نکند
۹۵
تا به جایی رسد که خود نبود
۹۶
نقش نیک و نشان بد نبود
۹۷
جز دوام حضور نشناسد
۹۸
غیر از اشراق نور نشناسد
۹۹
در نهایت رسد بدایت او
۱۰۰
پر شود عالم از هدایت او
۱۰۱
شقه‌های غطا براندازد
۱۰۲
تحفه‌های عطا در اندازد
۱۰۳
بلکه خود هر دو سر شوند یکی
۱۰۴
بنماند دگر غبار شکی
۱۰۵
چون دویی دور شد ز دیده و گوش
۱۰۶
نیست ببیننده بهتر از خاموش
۱۰۷
مرد را جمله دل چو دیده شود
۱۰۸
قیل و قال از کجا شنیده شود؟
۱۰۹
پردلانی که این حقایق را
۱۱۰
باز دیدند و این دقایق را
۱۱۱
پشت بر کار این جهان کردند
۱۱۲
آن جهان سود و این زیان کردند
۱۱۳
آنکه بر خویشتن کشید قلم
۱۱۴
نکشد بار بوق و طبل و علم
۱۱۵
جان ایزدپرست را به ضمیر
۱۱۶
نگذرد یاد پادشاه و امیر
۱۱۷
هر که با کردگار کاری داشت
۱۱۸
در دل خویش غیر او نگذاشت
۱۱۹
از کلیم آنکه او بپرهیزد
۱۲۰
به گلیم تو کی فرو خیزد؟
۱۲۱
گفته: «هذا فراق یا موسی»
۱۲۲
چون رود در جوال با موسی؟
۱۲۳
نظری زین بلندبینان بس
۱۲۴
چه نظر؟ کالتفات اینان بس
۱۲۵
هر چه داری به راهشان انداز
۱۲۶
خویش را در پناهشان انداز
۱۲۷
پیش اینان به جز نیاز مبر
۱۲۸
شوخی و امتحان و آز مبر
۱۲۹
بنده نامان پادشاه اینند
۱۳۰
تاج بخشان بی‌کلاه اینند
۱۳۱
جام ایشان به سفله مست مده
۱۳۲
دامن حبشان ز دست مده
۱۳۳
جان عارف به قرب اوست غنی
۱۳۴
چکند یاد این جهان دنی؟
۱۳۵
چون نباشد ز جام عزت مست
۱۳۶
خنجر قربتی چنان در دست
۱۳۷
صاحب تخت و مالک تاجست
۱۳۸
به لباس دگر چه محتاجست؟
۱۳۹
هر که با این صفت نگردد جفت
۱۴۰
او به خلوت نرفت و ذکر نگفت
۱۴۱
سر توحید ازین گروه شنو
۱۴۲
ورنه سرگشته در بدر میرو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.