غزل شمارهٔ ۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
این چه خلدست که چندین همه حورست اینجا
۲
چه غم از نار که در دل همه نورست اینجا
۳
گل سوری که عروس چمنش میخوانند
۴
گو بده باده درین حجله که سورست اینجا
۵
موسم عشرت و شادی و نشاطست امروز
۶
منزل راحت و ریحان و سرورست اینجا
۷
اگر آن نور تجلیست که من میبینم
۸
روشنم گشت چو خورشید که طورست اینجا
۹
آنکه در باطن ما کرد دو عالم ظاهر
۱۰
ظاهر آنست که در عین ظهورست اینجا
۱۱
یار هم غایب و هم حاضر و چون درنگری
۱۲
خالی از غیبت و عاری ز حضورست اینجا
۱۳
سخن از خرقه و سجاده چه گوئی خواجو
۱۴
جام می نوش که از صومعه دورست اینجا