Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چو سرچشمهٔ چشم من دیده است
۲
لب غنچه برچشمه خندیده است
۳
بدان وجهم از دیده خون می‌رود
۴
که از روی خوب تو ببریده است
۵
چرا کینه‌ورزی کنون با کسی
۶
که مهر تو پیش از تو ورزیده است
۷
نهان کی کند خامه رازم که او
۸
تراشیدهٔ ناتراشیده است
۹
مرا غیرت آید که مکتوب تو
۱۰
چنین در حدیث تو پیچیده است
۱۱
اگر جور برما پسندی رواست
۱۲
پسند تو ما را پسندیده است
۱۳
از آن از لب خویشتن در خطم
۱۴
که خطت بحکم که بوسیده است
۱۵
قلم را قدم زان قلم کرده‌ام
۱۶
که بر گرد نام تو گردیده است
۱۷
دریغ از خیالت که شب تا بروز
۱۸
مرا مونس مردم دیده است
۱۹
چو نام تو در نامه بیند دبیر
۲۰
بچشم بصیرت ترا دیده است
۲۱
از آن چشم خواجو گهربار شد
۲۲
که خط تو بر دیده مالیده است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.