غزل شمارهٔ ۲۴۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دل من زحمت جان برنتابد
۲
که در ملکی دو سلطان برنتابد
۳
گرش همچون سگان کو برانند
۴
عنان از کوی جانان برنتابد
۵
کجا در خلوت وصلش بود بار
۶
کسی کو بار هجران برنتابد
۷
سری کز سر عشقش نیست خالی
۸
یقین میدان که سامان برنتابد
۹
نگارا تکیه برحسن وجوانی
۱۰
مکن چندین که چندان برنتابد
۱۱
دلا در باز جان در پای جانان
۱۲
که عاشق زحمت جان برنتابد
۱۳
چو خواجو در غمش میسوز و میساز
۱۴
که درد عشق درمان برنتابد