Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
درد محبت درمان ندارد
۲
راه مودت پایان ندارد
۳
از جان شیرین ممکن بود صبر
۴
اما ز جانان امکان ندارد
۵
آنرا که در جان عشقی نباشد
۶
دل بر کن از وی کوجان ندارد
۷
ذوق فقیران خاقان نیابد
۸
عیش گدایان سلطان ندارد
۹
ایدل ز دلبر پنهان چه داری
۱۰
دردی که جز او درمان ندارد
۱۱
باید که هر کو بیمار باشد
۱۲
درد از طبیبان پنهان ندارد
۱۳
در دین خواجو مؤمن نباشد
۱۴
هر کو بکفرش ایمان ندارد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.