Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دلم دیده از دوستان برنگیرد
۲
که بلبل دل از بوستان برنگیرد
۳
ز من سایه‌ئی ماند از مهر رویش
۴
گر آن مه ز خور سایبان برنگیرد
۵
ببازار او نقد دل چون فرستم
۶
که قلبست و کس رایگان برنگیرد
۷
دلم چون کشد مهد سلطان عشقش
۸
که یک ذره هفت آسمان برنگیرد
۹
جهان مشگ و عنبر نگیرد گر آن مه
۱۰
ز رخ زلف عنبرفشان برنگیرد
۱۱
قد عاشقان خم نگیرد چو سنبل
۱۲
گر او سنبل از ارغوان برنگیرد
۱۳
اگر بیدل مهربان خاک گردد
۱۴
دل از یار نامهربان برنگیرد
۱۵
بجان جهان کی رسد رهرو عشق
۱۶
اگردل ز جان وجهان برنگیرد
۱۷
چرا سنبل لاله پوش تو یکدم
۱۸
سر از پای سرو روان برنگیرد
۱۹
نیابد کنار از میان تو آنکو
۲۰
حجاب کنار از میان برنگیرد
۲۱
دل نازکم تاب فکرت نیارد
۲۲
تن لاغرم بار جان برنگیرد
۲۳
اگر من بمسجد کنم دعوت دل
۲۴
بجز راه دیر مغان برنگیرد
۲۵
برو آستین بیش مفشان که خواجو
۲۶
به خنجر سر از آستان برنگیرد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.