غزل شمارهٔ ۳۱۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
درد غم عشق را طبیب نباشد
۲
مکتب عشاق را ادیب نباشد
۳
کشور تحقیق را امیر نخیزد
۴
خطبهٔ توحید را خطیب نباشد
۵
با نفحات نسیم باد بهاران
۶
در دم صبح احتیاج طیب نباشد
۷
در گذر از عمر آنکه پیش محبان
۸
عمر گرامی به جز حبیب نباشد
۹
ایکه مرا باز داری از سر کویش
۱۰
ترک چمن کار عندلیب نباشد
۱۱
ساکن بتخانهئی ز خرقه برون آی
۱۲
معتکف کعبه را صلیب نباشد
۱۳
از تو به جور رقیب روی نتابم
۱۴
کشته غم را غم از رقیب نباشد
۱۵
هر که غریبست و پای بند کمندت
۱۶
گر تو بتیغش زنی غریب نباشد
۱۷
منکر خاجو مشو که هر که بمستی
۱۸
دعوی دانش کند لبیب نباشد