Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دل بدست یار و غم در دل بماند
۲
خارم اندر پای و پا در گل بماند
۳
ما فرو رفتیم در دریای عشق
۴
وانکه عاقل بود بر ساحل بماند
۵
ساربان آهسته رو کاصحاب را
۶
چشم حسرت در پی محمل بماند
۷
کی تواند زد قدم با کاروان
۸
ناتوانی کاندرین منزل بماند
۹
یادگار کشتگان ضرب عشق
۱۰
نیم جانی بود و با قاتل بماند
۱۱
ای پسر گر عاقلی دیوانه شو
۱۲
کانکه او دیوانه شد عاقل بماند
۱۳
کبک را بنگر که چون شد پای بند
۱۴
چشم بازش در پی طغرل بماند
۱۵
هر که او در عاشقی عالم نشد
۱۶
تا قیامت همچنان جاهل بماند
۱۷
دل چو رویش دید و جانرا در نباخت
۱۸
خاطر خواجو عظیم از دل بماند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.