Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هر نسخه که در وصف خط یار نویسند
۲
باید که سوادش بشب تار نویسند
۳
در چین صفت جعد سمن سای نگارین
۴
هر نیمشب از نافهٔ تاتار نویسند
۵
ای بس که چو من خاک شوم قصهٔ دردم
۶
صاحب‌نظران بر در و دیوار نویسند
۷
باید که حدیث من دیوانهٔ سرمست
۸
ارباب خرد بر دل هشیار نویسند
۹
هرنکته که در سکه من نقش بخوانند
۱۰
آنرا بطلا بر رخ دینار نویسند
۱۱
شرح خط سبز تو مقیمان سماوات
۱۲
هر شام برین پردهٔ زنگار نویسند
۱۳
از تذکره روشن نشود قصهٔ منصور
۱۴
الا که بخون بر ز بردار نویسند
۱۵
گر در قلم آرند وفانامهٔ عشاق
۱۶
اول سخنم بر سر طومار نویسند
۱۷
هر جور که برما کند آن یار جفا کار
۱۸
شرطست که یاران وفادار نویسند
۱۹
آن قصه که فرهاد زدی جامهٔ جان چاک
۲۰
رسمست که بردامن کهسار نویسند
۲۱
مستان خرابات طرب‌نامهٔ خواجو
۲۲
بر حاشیهٔ خانهٔ خمار نویسند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.