Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گمان مبر که دلم میل دوستان نکند
۲
چرا که مرغ چمن ترک بوستان نکند
۳
کسی که نقد خرد داد و ملک عشق خرید
۴
اگر ز سود و زیان بگذرد زیان نکند
۵
بجان دوست که گنج روان دلی یابد
۶
که او مضایقه با دوستان بجان نکند
۷
شب رحیل خوشا در عماری آسودن
۸
بشرط آنکه جرس ناله و فغان نکند
۹
چه باشد ار نفسی ساربان در این منزل
۱۰
قرار گیرد و تعجیل کاروان نکند
۱۱
شهی که بادهٔ روشن کشد بتیره شبان
۱۲
معینست که اندیشه از شبان نکند
۱۳
چو خامه هر که حدیث دل آورد بزبان
۱۴
طمع مدار که سر بر سر زبان نکند
۱۵
زبان شمع جگرسوز از آن برند بگاز
۱۶
که از فسرده دلان راز دل نهان نکند
۱۷
جهان بحال کسی ملتفت شود خواجو
۱۸
که التفات به نیک و بد جهان نکند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.