غزل شمارهٔ ۴۲۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مرا وقتی نگاری خرگهی بود
۲
که قدش غیرت سرو سهی بود
۳
نه از باغش مرا برگ جدائی
۴
نه از سیبش مرا روی بهی بود
۵
بشب روشن شدی راهم ز رویش
۶
ز مویش گر چه بیم گمرهی بود
۷
ز چشم آهوانش خواب خرگوش
۸
نه از مستی ز عین روبهی بود
۹
سخن کوته کنم دور از جمالش
۱۰
مراد از عمر خویشم کوتهی بود
۱۱
رخم پر ناردان میشد ز خوناب
۱۲
که از نارش دمی دستم تهی بود
۱۳
ز مردان رهش خواجو در این راه
۱۴
کسی کو جان بداد آنکس رهی بود
