زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گرمی خسرو و شیرین بشکر کم نشود
۲
شعف لیلی‌و مجنون بنظر کم نشود
۳
مهر چندانکه کشد تیغ و نماید حدت
۴
ذره دلشده را آتش خور کم نشود
۵
صبح را چون نفس صدق زند باشه چرخ
۶
مهر خاطر بدم سرد سحر کم نشود
۷
کارم از قطع منازل نپذیرد نقصان
۸
شرف و منزلت مه بسفر کم نشود
۹
در چنان وقت که طوفان بلا برخیزد
۱۰
عزت نوح بخواری پسر کم نشود
۱۱
خصم بی آب اگر انکار کند طبع مرا
۱۲
آب دریا به اراجیف شمر کم نشود
۱۳
جم اگر اهرمنی سنگ زند بر جامش
۱۴
قیمت لعل بدخشان به حجر کم نشود
۱۵
دیو اگر گردن طاعت ننهد انسانرا
۱۶
همه دانند که تعظیم بشر کم نشود
۱۷
کاه اگر کوه شود سر بفلک بر نزند
۱۸
ور سها کور شود نور قمر کم نشود
۱۹
دشمنم گر بگدازد ز حسد گو بگداز
۲۰
جرم کفار بتعذیب سقر کم نشود
۲۱
گر گیا خشک مزاجی کند و طعنه زند
۲۲
باغ را رایحهٔ سنبل تر کم نشود
۲۳
چه غم از منقصت بی هنران زانکه بخبث
۲۴
رفعت و رتبت ارباب هنر کم نشود
۲۵
گر چه هست اهل خرد را خطر از بی خردان
۲۶
حدت خاطر دانا بخطر کم نشود
۲۷
سخنم را چه تفاوت کند از شورش خصم
۲۸
که بشوب مگس نرخ شکر کم نشود
۲۹
جوهری را چه غم از طعنهٔ هر مشتریی
۳۰
که بدین قیمت یاقوت و گهر کم نشود
۳۱
مکن اندیشه ز ایذای حسودان خواجو
۳۲
نطق عیسی بوجود دم خر کم نشود
۳۳
سنگ بد گوهر اگر کاسهٔ زرین شکند
۳۴
قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود
۳۵
گفته‌اند این مثل و من دگرت می‌گویم
۳۶
که به تقبیح نظر نور بصر کم نشود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.