زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گلی به رنگ تو از غنچه بر نمی‌آید
۲
بتی بنقش تو از چین بدر نمی‌آید
۳
مرا نپرسی و گویند دشمنان که چرا
۴
ز پا فتادی و عمرت بسر نمی‌آید
۵
چه جرم کردم و از من چه در وجود آمد
۶
که یادت از من خسته جگر نمی‌آید
۷
شدم خیالی و در هر طرف که می‌نگرم
۸
بجز خیال توام در نظر نمی‌آید
۹
بیار بادهٔ گلگون که صبحدم ز خمار
۱۰
سرم چو نرگس مخمور بر نمی‌آید
۱۱
بجز مشاهدهٔ دوستان نباید دید
۱۲
چرا که دیده بکاری دگر نمی‌آید
۱۳
که آورد خبری زان به خشم رفتهٔ ما
۱۴
که مدتیست که از وی خبر نمی‌آید
۱۵
ز کوهم این عجب آید ز حسرت فرهاد
۱۶
که سیل خون دلش در کمر نمی‌آید
۱۷
به اشک و چهرهٔ خواجو کی التفات کند
۱۸
کسی که در نظرش سیم و زر نمی‌آید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.