زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
جز ناله کسی مونس و دمساز نیاید
۲
جز سایه کسی همره و همراز نیاید
۳
ای خواجه برو باد مپیمای که بلبل
۴
در فصل بهاران ز چمن باز نیاید
۵
گفتم که ز من سرمکش ای سرو روان گفت
۶
تا سر نکشد سرو سرافراز نیاید
۷
هر دل که به دستش نبود رشتهٔ دولت
۸
همبازی آن زلف رسن باز نیاید
۹
باز آی و بسوی من بیدل نظری کن
۱۰
هر چند مگس در نظر باز نیاید
۱۱
صاحب‌نظر از نوک خدنگ توننالد
۱۲
برکشته چو خنجر زنی آواز نیاید
۱۳
چون بلبل دلسوخته را بال شکستند
۱۴
برطرف چمن باز بپرواز نیاید
۱۵
تا زنده بود شمع صفت بر نکند سر
۱۶
در پای تو هرکس که سرانداز نیاید
۱۷
خواجو ز سفر عزم وطن کرد ولیکن
۱۸
مرغی که برون شد ز قفس باز نیاید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.