زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چو هست قرب حقیقی چه غم ز بعد مزار
۲
نظر بقربت یارست نی بقرب دیار
۳
چو زائران حرم را وصال روحانیست
۴
تفاوتی نکند از دنو و بعد مزار
۵
رسید عمر بپایان و داستان فراق
۶
ز حد گذشت و بپایان نمی‌رسد طومار
۷
بباغ بلبل خوش نغمه سحر خوان بین
۸
که روز و شب سبق عشق می‌کند تکرار
۹
بیا که حلقه نشینان بزمگاه الست
۱۰
زدند بر در دل حلقهٔ در خمار
۱۱
بکش جفای رقیب ار حبیب می‌خواهی
۱۲
کنار گل نبری گر کنی کناره ز خار
۱۳
چه هجر و وصل مساویست در حقیقت عشق
۱۴
اگر ز هجر بسوزی بساز و وصل انگار
۱۵
درست قلب من ار شد شکسته باکی نیست
۱۶
بحکم آنکه روان می‌رود درین بازار
۱۷
بروی خوب وی آنکس نظر کند خواجو
۱۸
که پشت بر دو جهان کرد و روی بر دیوار

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.