غزل شمارهٔ ۴۹۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مائیم و عشق و کنج خرابات و روی یار
۲
ساقی ز جام لعل لبت بادهئی بیار
۳
چون بر دوام دور زمان اعتماد نیست
۴
این پنج روز غایت مقصود دل شمار
۵
برخیز تا بعزم تفرج برون رویم
۶
زین تنگنای خانه بصحرای لاله زار
۷
کز بوستان دمید چو بر خد دلبران
۸
برگ بنفشه برطرف سرو جویبار
۹
بستان اگر چه جای نشاطست و خرمی
۱۰
خرم مشو درو که ز دوران روزگار
۱۱
هر سنبلی ز زلف نگاریست لاله رخ
۱۲
هر لالهای ز خون جوانیست شهریار
۱۳
خواجو ز دور چرخ چوامروز فرصتست
۱۴
دریاب جام بادهٔ صافی و روی یار