غزل شمارهٔ ۵۳۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نشست شمع سحر ای چراغ مجلسیان خیز
۲
بیار باده و بشنو نوای مرغ سحرخیز
۳
سپیده نافه گشایست و باد غالیه افشان
۴
شراب مشک نسیمست و مشک غالیه آمیز
۵
کنون که غنچه بخندید و باد صبح برآمد
۶
بگیر داد صبوحی ز بادهٔ طرب انگیز
۷
چراغ مجلس مستان ز شمع چهره برافروز
۸
ز بهر نقل حریفان شکر ز پسته فرو ریز
۹
مرا که خال تو فلفل فکنده است برآتش
۱۰
چرا ز غالیه دلبند میکنی و دلاویز
۱۱
برون ز شکر شیرین سخن مگوی که فرهاد
۱۲
به نیم جو نخرد خسروی ملکت پرویز
۱۳
بسوز مجمر و دود از دل عبیر برآور
۱۴
بساز بربط و آتش ز جان عود برانگیز
۱۵
بگیر سلسلهٔ زلف دلبران سمن رخ
۱۶
برآر شور ز یاقوت شاهدان شکرریز
۱۷
مرا مگوی که پرهیز کن ز میکده خواجو
۱۸
که مست عشق نداند حدیث توبه و پرهیز
