زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ترک خنجرکش لشکرشکن ترلک پوش
۲
بت خورشید بناگوش و مه دردی نوش
۳
غمزه‌اش قرچی و یاقوت خموشش جاندار
۴
ابرویش حاجب و هندوی سیاهش چاوش
۵
عنبرش خادم آن سنبل هندوی دراز
۶
للاش بندهٔ آن حقهٔ یاقوت خموش
۷
شبه‌اش غالیه آسا و شبش غالیه سا
۸
عنبرش غالیه بوی و قمرش غالیه پوش
۹
مغلی قند ز چنبر صفتش قلب شکن
۱۰
حبشی کاکل عنبر شکنش مشک فروش
۱۱
گر نهاده کله از مستی و بگشوده قبا
۱۲
جام می بر کف و مرغول مسلسل بر دوش
۱۳
ریخته ز آب دو چشمم می گلگون در جام
۱۴
کرده از گفتهٔ من لل لالا در گوش
۱۵
بسته برکوه کمرکش کمر از مشکین موی
۱۶
بشکر خنده شکر ریخته از چشمهٔ نوش
۱۷
از در خیمه برون آمد و ساغر پر کرد
۱۸
کاین بروی من مه روی پریچهره بنوش
۱۹
چون بنوشیدم از آن بادهٔ نوشین قدحی
۲۰
لعل شکر شکنش بانگ برآورد که نوش
۲۱
گفتم ای خسرو خوبان ختا خواجو را
۲۲
ترکتاز نظرت برد بیغما دل و هوش
۲۳
شحنهٔ غمزهٔ زوبین شکنش گفت که هی
۲۴
برو ای بیهده گوی این چه خروشست خموش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.