غزل شمارهٔ ۵۶۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای شبت غالیه آسا و مهت غالیه پوش
۲
خط ریحان تو پیرایهٔ یاقوت خموش
۳
روی زیبای ترا بدر منیر آینه دار
۴
حلقهٔ گوش ترا شاه فلک حلقه بگوش
۵
دلم از ناوک چشم تو سراسر همه نیش
۶
لیک جام لب لعل تو لبالب همه نوش
۷
چشم مخمور تو خونریز ولیکن خونخوار
۸
لعل میگون تو در پاش ولیکن در پوش
۹
ز ابروی شوخ تو پیوسته همین دارم چشم
۱۰
که دل ریش مرا یک سر مو دارد گوش
۱۱
گر کنم چشم برفتار تو کو صبر و قرار
۱۲
ور کنم گوش بگفتار تو کو طاقت و هوش
۱۳
دوش یا رب چه شبی بود چنان تیره ولیک
۱۴
بدرازی شب زلف تو بگذشته ز دوش
۱۵
میخراشد جگرم گورک بربط بخراش
۱۶
میخروشد دل من گومه مطرب بخروش
۱۷
تا لب گور لب ما و لب جام شراب
۱۸
تا در مرگ سر ما و در باده فروش
۱۹
جان خواجو ببر و نقل حریفان بستان
۲۰
جام صافی بخر و جامهٔ صوفی بفروش
