زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چو حرفی بخوانی ز طومار عشق
۲
شود منکشف بر تو اسرار عشق
۳
بیار آب حسرت که جز سیم اشک
۴
روان نیست نقدی ببازار عشق
۵
نشانم ز کنج صوامع مجوی
۶
که شد منزلم کوی خمار عشق
۷
تلف گشت عمرم در ایام مهر
۸
بدل گشت دلقم به زنار عشق
۹
بیا تا چو بلبل بهنگام صبح
۱۰
بنالیم بر طرف گلزار عشق
۱۱
کسانی که روزی نگشتند اسیر
۱۲
چه دانند حال گرفتار عشق
۱۳
بخوانی سواد سویدای دل
۱۴
اگر برتو خوانند طومار عشق
۱۵
مکن عیب خواجو که ارباب عقل
۱۶
نباشند واقف بر اطوار عشق

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.