غزل شمارهٔ ۵۸۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
سری بالعیس اصحابی ولی فی العیس معشوق
۲
الا یا راهب الدیر فهل مرت بک النوق
۳
فتاده ناقه در غرقاب از آب چشم مهجوران
۴
وفوق النوق خیمات و فی الخیمات معشوق
۵
سزد گردست گیریدم که کار از دست بیرون شد
۶
اخلائی اغیثونی وثوب الصبر ممزوق
۷
مقیم از گلشن طبعم نسیم شوق میآید
۸
ومن راسی الی رجلی حدیث العشق منموق
۹
کجا از روضهٔ رضوان چنان حوری برون آید
۱۰
لطیف الکشح ممسوخ من الفردوس مسروق
۱۱
بکام دشمنم بی او و او با دشمنم همدم
۱۲
نصیبی منه هجران و غیری منه مرزوق
۱۳
خوشا با دوستان خواجو شراب وصل نوشیدن
۱۴
و بالطالسات والکاسات مصبوح و مغبوق
