زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دلم مرید مرادست و دیده رهبر دل
۲
سرم فدای خیال و خیال در سر دل
۳
کمند زلف ترا گر رسن دراز آمد
۴
در آن مپیچ که دارد گذر بچنبر دل
۵
دلم چگونه نماید قرار در صف عشق
۶
چنین که زلف تو بشکست قلب لشکر دل
۷
بود که ساقی لعل تو در دهد جامی
۸
مرا که خون جگر می‌خورم ز ساغر دل
۹
دل صنوبریم همچو بید می‌لرزد
۱۰
ز بیم درد فراق تو ای صنوبر دل
۱۱
تو آن خجسته همای بلند پروازی
۱۲
که در هوای تو پر می‌زند کبوتر دل
۱۳
دلم ربودی و تا رفتی از برابر من
۱۴
نرفت یکسر مو نقشت از برابر دل
۱۵
چگونه در دل تنگم قرار گیرد صبر
۱۶
که می‌زند سر زلف تو حلقه بردل
۱۷
بملک روی زمین کی نظر کند خواجو
۱۸
کسی که ملک وصالش بود مسخر دل

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.