زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای غم عشق تو آتش زده در خرمن دل
۲
وآتش هجر جگر سوز تو دود افکن دل
۳
چشمهٔ نوش گهر پوش لبت چشمهٔ جان
۴
حلقهٔ زلف شکن بر شکنت معدن دل
۵
گر کنی قصد دلم دست من و دامن تو
۶
ور کند ترک تو دل دست من و دامن دل
۷
جانم از دست دل ار غرقهٔ خون جگرست
۸
خون جان من دلسوخته در گردن دل
۹
پرتو روی تو شد شمع شبستان دلم
۱۰
تا شبستان سر زلف تو شد مسکن دل
۱۱
بده آن آب چو آتش که بجوش آمده است
۱۲
ز آتش روی دل افروز تو خون در تن دل
۱۳
چاره با ناوک چشمت سپر انداختنست
۱۴
ورنه تیر مژه‌ات بگذرد از جوشن دل
۱۵
دل شیدا همه پیرامن سودا گردد
۱۶
و اهل دلرا غم سودای تو پیرامن دل
۱۷
آتشی در دل خواجوست که از شعلهٔ اوست
۱۸
دود آهی که برون می‌رود از روزن دل

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.