زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مقاربت نشود مرتفع ببعد منازل
۲
که بعد در ره معنی نه مانعست و نه حائل
۳
چو هست عهد مودت میان لیلی و مجنون
۴
چه غم ز شدت اعراب و اختلاف قبائل
۵
در آن مصاف که جان تازه گردد از لب خنجر
۶
قتیل عشق نمیرد مگر بغیبت قاتل
۷
کسی که خاک شود در میان بحر مودت
۸
گمان مبر که برد باد ازو غبار بساحل
۹
ترا که کعبه طواف حرم کند بحقیقت
۱۰
چه احتیاج بسیر و سلوک و قطع منازل
۱۱
ببخش بردل مستسقیان وادی فرقت
۱۲
که کرده‌اند لبالب بخون دیده مراحل
۱۳
اگر چه هیچ وسیلت به حضرت تو ندارم
۱۴
هوای روی توام هست بهترین وسائل
۱۵
سواد خط تو بیرون نمی‌رود ز سویدا
۱۶
خیال خال تو خالی نمی‌شود ز مخائل
۱۷
مرا نصیحت دانا به عقل باز نیارد
۱۸
که اقتضای جنون می‌کند ملامت عاقل
۱۹
اگر ز شست تو باشد بزن خدنگ ز ره سم
۲۰
وگر ز دست تو باشد بیار زهر هلاهل
۲۱
نوای نغمهٔ خواجو شنو به گاه صبوحی
۲۲
چنانکه وقت سحر در چمن خروش عنادل

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.