زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
روزگاری روی در روی نگاری داشتم
۲
راستی را با رخش خوش روزگاری داشتم
۳
همچو بلبل می‌خروشیدم بفصل نوبهار
۴
زانکه در بستان عشرت نوبهاری داشتم
۵
خوف غرقابم نبود و بیم موج از بهرآنک
۶
کز میان قلزم محنت کناری داشتم
۷
از کمین سازان کسی نگشود بر قلبم کمان
۸
چون بمیدان زان صفت چابک سواری داشتم
۹
گر غمم خون جگر می‌خورد هیچم غم نبود
۱۰
از برای آنکه چون او غمگساری داشتم
۱۱
درنفس چون بادم از خاطر برون بردی غبار
۱۲
گر بدیدی کز گذار او غباری داشتم
۱۳
داشتم یاری که یکساعت ز من غیبت نداشت
۱۴
گر چه هر ساعت نشیمن در دیاری داشتم
۱۵
چرخ بد مهرش کنون کز من به دستان در ربود
۱۶
گوئیا در خواب می‌بینم که یاری داشتم
۱۷
همچو خواجو با بد و نیک کسم کاری نبود
۱۸
لیک با او داشتم گر زانکه کاری داشتم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.