زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
می‌گذشتی و من از دور نظر می‌کردم
۲
خاک پایت همه بر تارک سر می‌کردم
۳
خرقهٔ ابر بخونابه فرو می‌بردم
۴
دامن کوه پر از لعل و گهر می‌کردم
۵
چون به جز ماه ندیدم که برویت مانست
۶
نسبت روی تو زانرو بقمر می‌کردم
۷
تا مگر با تو بزر وصل مهیا گردد
۸
مس رخسار ز سودای تو زر می‌کردم
۹
هرنفس کز دهن تنگ تو می‌کردم یاد
۱۰
ملک هستی ز دل تنگ بدر می‌کردم
۱۱
دهن غنچهٔ سیراب چو خندان می‌شد
۱۲
یاد آن پستهٔ چون تنگ شکر می‌کردم
۱۳
چهرهٔ باغ بخونابه فرو می‌شستم
۱۴
دهن چشمه پر از للی تر می‌کردم
۱۵
چون بیاد لب میگون تو می‌خورد شراب
۱۶
جام خواجو همه پرخون جگر می‌کردم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.