زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم
۲
ز مهر در تو نشانی ندیدم و نشنیدم
۳
چه رنجها که نیامد برویم از غم رویت
۴
چه جورها که ز دست تو در جهان نکشیدم
۵
هزار نیش جفا از تو نوش کردم و رفتم
۶
هزار تیر بلا از تو خوردم و نرمیدم
۷
کدام یار جفا کز تو احتمال نکردم
۸
کدام شربت خونابه کز غمت نچشیدم
۹
ترا بدیدم و گفتم که مهر روز فروزی
۱۰
ولی چه سود که یک ذره مهر از تو ندیدم
۱۱
بجای من تو اگر صد هزار دوست گزیدی
۱۲
بدوستی که بجای تو دیگری نگزیدم
۱۳
جهان بروی تو می‌دیدم ار چه همچو جهانت
۱۴
وفا و مهر ندیدم چو نیک در نگردیدم
۱۵
بسی تو عهد شکستی که من رضای تو جستم
۱۶
بسی تو مهر بریدی که از تو من نبریدم
۱۷
از آن زمان که چو خواجو عنان دل بتو دادم
۱۸
بجان رسیدم و هرگز بکام دل نرسیدم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.