زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ایدل ار خواهی به دولتخانهٔ جانت برم
۲
ور حدیث جان نگوئی پیش جانانت برم
۳
شمسهٔ ایوان عقلی ماه برج عشق باش
۴
تا بپیروزی برین پیروزه ایوانت برم
۵
گر چنان دانی که از راه خطا بگذشته‌ئی
۶
پای در نه تا به خلوتخانهٔ خانت برم
۷
گوهر شهوار خواهی بر لب بحر آرمت
۸
دامن گل بایدت سوی گلستانت برم
۹
از کف دیو طبیعت باز گیر انگشتری
۱۰
تا بگیرم دست و بر تخت سلیمانت برم
۱۱
نفس کافر کیش را گر بندهٔ فرمان کنی
۱۲
هر چه فرمائی شوم تعلیم و فرمانت برم
۱۳
در گذر زین ارقم نه سر که گر دل خواهدت
۱۴
دست گیرم بر سر گنجینهٔ جانت برم
۱۵
گر شوی با من چوآه صبحگاهی همنفس
۱۶
از دل پر مهر بر ایوان کیوانت برم
۱۷
چون درین راه از در بتخانه می‌یابی گشاد
۱۸
مست و لایعقل درآ تا پیش رهبانت برم
۱۹
ور جدا گردی ز خواجو با بهشتی پیکران
۲۰
از پی نزهت بصحن باغ رضوانت برم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.