زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای لاله برگ خویش نظرت گلستان چشم
۲
یاقوت آبدار تو قوت روان چشم
۳
خیل خیال خال تو بیند بعینه و
۴
در هر طرف که روی کند دیدبان چشم
۵
دور از توام ز دیده نماند نشان ولیک
۶
برخاک درگه تو بماند نشان چشم
۷
یکدم بیاد آن لب و دندان در نثار
۸
خالی نشد ز گوهر و لعلم دکان چشم
۹
روز سپید اگر نه بروی تو دیده‌ام
۱۰
یا رب سیاه باد مرا خان و مان چشم
۱۱
ای بس که ما بسوزن مژگان کشیده‌ایم
۱۲
زنجیره‌های جعد تو بر پرنیان چشم
۱۳
چون می‌روی کجا نشود ملک دل خراب
۱۴
ما را که رود می‌رود از ناودان چشم
۱۵
پستان سیمگون تو با اشک لعل ما
۱۶
آن نار سینه آمد و این ناردان چشم
۱۷
خواجو نگر که رستهٔ پروین ز تاب مهر
۱۸
هر صبح بیتو چون گسلد ز آسمان چشم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.