زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ما دلی ایثار او کردیم و جانی یافتیم
۲
گوهری در پایش افکندیم و کانی یافتیم
۳
چون نظر کردیم در بستان بیاد قامتش
۴
راستی را از سهی سروی روانی یافتیم
۵
با خیال عارض گلرنگ و قد سرکشش
۶
بر سر هر شاخ عرعر گلستانی یافتیم
۷
گر چه چون عنقا به قاف عشق کردیم آشیان
۸
مرغ دلرا هر نفس در آشیانی یافتیم
۹
ترک عالم گیر و عالمگیر شو زیرا که ما
۱۰
هر زمانی خویشتن را در مکانی یافتیم
۱۱
در جهان بی نشانی تا نیاوردیم روی
۱۲
ظن مبر کز آن بت مه رو نشانی یافتیم
۱۳
سالها کردیم قطع وادی عشقش ولیک
۱۴
تا نپنداری که این ره را کرانی یافتیم
۱۵
ما نه از چشم گران خواب تو بیماریم و بس
۱۶
زانکه در هر گوشه از وی ناتوانی یافتیم
۱۷
در گلستان غم عشق تو از خوناب چشم
۱۸
هر گیاهی را که دیدیم ارغوانی یافتیم
۱۹
چون بیاد تیغ مژگان تو بگشودیم چشم
۲۰
هر سو مو بر تن خواجو سنانی یافتیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.