غزل شمارهٔ ۷۰۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
کی آمدی ز تتار ای صبای مشک نسیم
۲
بیا بیا که خوشت باد ای نسیم شمیم
۳
دگر مگوی حدیث از نعیم و ناز بهشت
۴
بهشت منزل یارست و وصل یار نعیم
۵
چو روز حشر مرا از لحد برانگیزند
۶
هنوز شعله زند آتشم ز عظم رمیم
۷
گمان مبر که تمنای بنده سیم و زرست
۸
نسیم تست مراد من شکسته نه سیم
۹
فتاده است دلم در میان خون چون واو
۱۰
کشیده زلف ترا در کنار جان چون جیم
۱۱
از آن مرا ز دهان تو هیچ قسمت نیست
۱۲
که نیست نقطهٔ موهوم قابل تقسیم
۱۳
بود بمعتقد عاقلان جهان محدث
۱۴
برون ز عالم عشقت که عالمیست قدیم
۱۵
بهر دیار که زینجا سفر کنم گویم
۱۶
خوشا نشیمن طاوس و کوه ابراهیم
۱۷
کنون چه فایده خواجو ز درس معقولات
۱۸
که در ازل سبق عشق کردهئی تعلیم
