زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای غمزهٔ جادویت افسونگر بیماران
۲
وی طره هندویت سرحلقهٔ طراران
۳
رویت بشب افروزی مهتاب سحرخیزان
۴
زلفت بدلاویزی دلبند جگر خواران
۵
گوئیکه دو ابرویت بیمار پرستانند
۶
پیوسته دو تا مانده از حسرت بیماران
۷
جان آن نبود کو را نبود اثر از جانان
۸
یار آن نبود کو را نبود خبر از یاران
۹
چون دود دلم بینی اندیشه کن از اشکم
۱۰
چون ابر پدید آید غافل مشو از باران
۱۱
تا پیر خراباتت منظور نظر سازد
۱۲
در دیدهٔ مستان کش خاک در خماران
۱۳
جز عشق بتان نهیست در ملت مشتاقان
۱۴
جز کیش مغان کفرست در مذهب دینداران
۱۵
یوسف که بهر موئی صد جان عزیز ارزد
۱۶
کی کم شود از کویش غوغای خریداران
۱۷
خواهد که کند منزل بر خاک درش خواجو
۱۸
لیکن نبود جنت ماوای گنه کاران

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.