غزل شمارهٔ ۷۵۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای صبا احوال دل با آن صنم تقریر کن
۲
حال این درویش با آن محتشم تقریر کن
۳
ماجرای اشک گرمم یک بیک با او بگو
۴
داستان آه سردم دمبدم تقریر کن
۵
گر چو شمع آری حدیث سوز عشقم بر زبان
۶
وصف سیلاب سرشک دیده هم تقریر کن
۷
شرح سرگردانی مستسقیان بادیه
۸
چون فرود آئی بر اطراف حرم تقریر کن
۹
قصه تاریک روزان در دل شب عرضه دار
۱۰
داستان مهر ورزان صبحدم تقریر کن
۱۱
گر غم بیچارگان داری و درد خستگان
۱۲
آنچه بر جان منست از درد و غم تقریر کن
۱۳
اضطراب و شور آن ماهی که دور افتد ز آب
۱۴
گر هواداری نمائی پیش یم تقریر کن
۱۵
وان گل باغ کرم گر یاد بی برگان کند
۱۶
افتقار و عجزم از راه کرم تقریر کن
۱۷
ضعف خواجو بین و با آن دلبر لاغر میان
۱۸
هر چه دانی موبموی از بیش و کم تقریر کن
