زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۸۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای هیچ در میان نه ز موی میان تو
۲
نا دیده دیده هیچ بلطف دهان تو
۳
گفتم که چون کمر کشمت تنگ در کنار
۴
لیکن ضرورتست کنار از میان تو
۵
هیچ از دهان تنگ تو نگرفته کام جان
۶
جانرا فدای جان تو کردم بجان تو
۷
هر لحظه ابروی تو کند بر دلم کمین
۸
پیوسته چون کشد دل ریشم کمان تو
۹
تا دیده‌ام که چشم تو بیمار خفته است
۱۰
خوابم نمی‌برد ز غم ناتوان تو
۱۱
باز آی ای همای همایون که مرغ دل
۱۲
پر می‌زند در آرزوی آشیان تو
۱۳
در صورت بدیع تو چندین معانیست
۱۴
یا رب چه صورتی که ندانم بیان تو
۱۵
ای باغبان ترا چه زیان گر بسوی ما
۱۶
آید نسیمی از طرف بوستان تو
۱۷
خواجو اگر چو تیغ نباشی زبان دراز
۱۸
عالم شود مسخر تیغ زبان تو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.