زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای حبش بر چین و چین در زنگبار انداخته
۲
بختیارانرا کمندت باختیار انداخته
۳
دسته دسته سنبل گلبوی نسرین پوش را
۴
دسته بسته بر کنار لاله زار انداخته
۵
رفته سوی بوستان با دوستان خندان چو گل
۶
وز لطافت غنچه را در خار خار انداخته
۷
هندوانت نیکبختانرا کشیده در کمند
۸
واهوانت شیر گیرانرا شکار انداخته
۹
گرد صبح شام زیور گرد عنبر بیخته
۱۰
تاب در مشگین کمند تابدار انداخته
۱۱
آتش از آب رخ آتش فروز انگیخته
۱۲
خواب در بادام مست پرخمار انداخته
۱۳
هر که گوید گل برخسار تو ماند یا بهار
۱۴
آب گل بردست و بادی در بهار انداخته
۱۵
حقهٔ یاقوت لل پوش گوهر پاش تو
۱۶
رستهٔ لعلم ز چشم در نثار انداخته
۱۷
وصف لعلت کرده ساقی وز هوای شکرت
۱۸
آتش اندر جان جام خوشگوار انداخته
۱۹
قلزم چشمم که از وی آب جیحون می‌رود
۲۰
موج خون دیده هر دم بر کنار انداخته
۲۱
پای دار ار عاشقی خواجو که در بازار عشق
۲۲
هر زمان بینی سری در پای‌دار انداخته

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.