غزل شمارهٔ ۸۰۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای سر زلف تو درحلقه و تاب افتاده
۲
چنبر جعد تو از عنبر ناب افتاده
۳
بی نمکدان عقیق لب شور انگیزت
۴
آتشی در دل بریان کباب افتاده
۵
چشم مخمور ترا دیده و برطرف چمن
۶
همچو من نرگس سرمست خراب افتاده
۷
تا غبار خط ریحان تو برگل دیده
۸
ورق مردمک دیده در آب افتاده
۹
دلم از مهر رخت سوخته وز دود دلم
۱۰
آب در دیدهٔ گریان سحاب افتاده
۱۱
سوی گیسوی گرهگیر تو مرغ دل من
۱۲
بهوا رفته و در چنگ عقاب افتاده
۱۳
قدح از دست تو در خنده و از لعل لبت
۱۴
هوسی در سر پر شور شراب افتاده
۱۵
بی نوایان جگر سوخته را بین چون دعد
۱۶
دل محنت زده در چنگ رباب افتاده
۱۷
شد ز سودای تو موئی تن خواجو و آن موی
۱۸
همچو گیسوی تو در حلقه و تاب افتاده
