زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
پرواز کن ای مرغ و بگلزار فرود آی
۲
ور اهل دلی بر در دلدار فرود آی
۳
ور می‌طلبی خون دل خستهٔ فرهاد
۴
چون کبک هوا گیر و بکهسار فرود آی
۵
ای باد صبا بهر دل خستهٔ یاران
۶
یاری کن و در بندگی یار فرود آی
۷
در سایهٔ ایوانش اگر راه نیابی
۸
خورشید صفت بر در و دیوار فرود آی
۹
ور پرتو خورشید رخش تاب نیاری
۱۰
در سایهٔ آن زلف سیه کار فرود آی
۱۱
چون بر سر آبست ترا منزل مالوف
۱۲
بر چشمهٔ چشم من خونخوار فرود آی
۱۳
از کفر سر زلف بتان گر خبرت هست
۱۴
مؤمنشو و در حلقهٔ کفار فرود آی
۱۵
از صومعه بیرون شو و از زوایه بگذر
۱۶
وانگاه بیا بر در خمار فرود آی
۱۷
خواهی که رسانی بفلک رایت منصور
۱۸
با سر انا الحق بسر دار فرود آی
۱۹
ای آنکه طبیب دل پر حسرت مائی
۲۰
از بهر خدا بر سر بیمار فرود آی
۲۱
خواجو اگر از بهر دوای دل مجروح
۲۲
دارو طلبی بر در عطار فرود آی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.