زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای روضهٔ رضوان ز سر کوی تو بابی
۲
وی چشمهٔ کوثر ز لب لعل تو آبی
۳
شبهاست که از حسرت روی تو نیاید
۴
در دیدهٔ بیدار من دلشده خوابی
۵
مرغ دلم افتاد بدام سر زلفت
۶
مانند تذوری که بود صید عقابی
۷
مردم همه گویند که خورشید برآمد
۸
گر برفکنی در شب تاریک نقابی
۹
گر کارم از آن سرو خرامنده کنی راست
۱۰
دریاب که بالاتر از این نیست ثوابی
۱۱
هر روز کشی بر من دلسوخته کینی
۱۲
هر لحظه کنی با من بیچاره عتابی
۱۳
در میکده گر دیده مرا دست نگیرد
۱۴
کس نشنود از همنفسان بوی کبابی
۱۵
بر خوان غمت تا نزنم آه جگر سوز
۱۶
بر کف ننهد هیچکسم جام شرابی
۱۷
هم مردم چشمست که از روی ترحم
۱۸
بر رخ زندم دمبدم از دیده گلابی
۱۹
در نرگس عاشق کش میگون نظری کن
۲۰
تا بنگری از هر طرفی مست و خرابی
۲۱
فریاد که آن ماه مغنی دل خواجو
۲۲
از چنگ برون برد به آواز ربابی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.